السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

719

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

اگر چنين كنى ، خداوند نيرو و نشاط در انجام كارها به تو عنايت مىكند . بعد از مدّتى كه گشايشى در امور حاصل شد ، پيامبر ( ص ) خدمتكارى به نام ( فضّه ) را براى خدمت به نزد فاطمه ( س ) فرستاد ، امّا فاطمه ( س ) با فضّه مانند ساير زنان عرب نسبت به خدمتكاران خود رفتار نكرد ، بلكه او در كار خانه ، روزها را ميان خود و فضّه تقسيم نمود . روزى امام على ( ع ) به خانه آمد و به فاطمه ( س ) فرمود : آيا چيزى دارى كه براى طعام بياورى ؟ فاطمه ( س ) فرمود : به حقّ آن ، خدايى كه نام تو را بزرگ داشت ، سه روز است كه هيچ چيز در خانه نداريم . على ( ع ) پرسيد : پس چرا چيزى به من نگفتيد ؟ فاطمه ( س ) فرمود : رسول خدا ( ص ) مرا از درخواست از شما منع كرد و فرمود : ( از پسر عمويت چيزى مخواه ، اگر چيزى آورد كه هيچ ، و گر نه از او تقاضايى مكن ) ، آنگاه حضرت على ( ع ) براى طلب روزى از منزل بيرون رفت ، از مردى يك دينار وام گرفت و به سوى منزل حركت نمود ، در راه با مقداد بن اسود بر خورد كرد و از وى پرسيد : تو را چه شده كه اين وقت شب از منزل بيرون آمده‌اى ؟ مقداد گفت : اى امير المؤمنين ، گرسنگى باعث خروج من شده است ، امام على ( ع ) فرمود : من نيز به همين جهت بيرون آمده‌ام و يك دينار وام گرفته‌ام ، اكنون تو را بر خود مقدّم مىدارم و دينار را به مقداد داد و به سوى منزل روانه شد ، در منزل مشاهده كرد رسول خدا ( ص ) در خانه است و فاطمه زهرا ( س ) به نماز اشتغال دارد ، چون نماز زهرا ( س ) به پايان رسيد ، همراه خود طبقى سر پوشيده آورد و بعد از برداشتن سرپوش على ( ع ) ظرفى پر از گوشت و نان مشاهده نمود ، با تعجّب پرسيد : فاطمه اين غذا را از كجا آورده‌اى ؟ فاطمه ( س ) پاسخ داد : اين از جانب خداست ، خداوند هر كس را كه بخواهد بىحساب روزى مىدهد . رسول خدا ( ص ) فرمود : سپاس خدايى را كه تو را مانند مريم سرور زنان بنى اسرائيل قرار داده ، آنگاه همگى از آن ظرف غذا خوردند و تا يك ماه هيچ از آن غذا كاسته نشد ، اين طبق بهشتى هم اكنون در نزد قائم آل محمّد ( عج ) است كه او از آن غذا تناول مىكند . فاطمه ( س ) از زمان ازدواج تا هنگام وفات پاسخگوى مسائل شرعى زنان بود و